عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

754

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

كفر است به عيسى . وَ قَوْلِهِمْ عَلى مَرْيَمَ بُهْتاناً عَظِيماً - بهتان عظيم آنست كه بر مريم دروغ گفتند ، و وى را قذف كردند به يوسف بن يعقوب بن مانان . و اين يوسف ابن عمّ مريم بود ، و او را بزنى ميخواست ، ازين جهت او را بوى قذف كردند . گفته‌اند كه عيسى بر قومى رسيد از آن جهودان ، و ايشان با يكديگر گفتند : قد جاءكم السّاحر بن السّاحرة . آن سخن به گوش عيسى رسيد ، عيسى گفت : اللّهم العن من سبّنى و سبّ والدتى ، و در آن حال ربّ العالمين ايشان را مسخ كرد ، صورتشان بگردانيد ، همه خوكان گشتند . وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ - ايشان عيسى را مسيحا ميخواندند . عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ، سخن اينجا تمام شد ، پس بر سبيل مدح گفت : رَسُولَ اللَّهِ ، وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ عيسى كه رسول خداست او را نكشته‌اند و بردار نكرده‌اند . وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ - اى القى شبه عيسى على غيره ، حتّى ظنّوا لمّا راوه انّه المسيح . و سبب آن بود كه چون عيسى آن دعا كرد ، تا اللَّه صورت ايشان صورت خوكان كرد ، جهودان بترسيدند از دعاء وى ، همه بهم آمدند و اتّفاق كردند ، و او را در خانه‌اى محبوس كردند ، تا وى را بكشند . يك قول آنست كه عيسى اصحاب خود را گفت : كيست كه رضا دهد تا شبه من بر وى افكنند ، و او را بكشند ، يا بردار كنند ، و آن گه در بهشت شود ؟ يكى از حواريان گفت : من بدين رضا دادم ، و خود را فداء تو كردم . اللَّه تعالى مانندهء صورت عيسى بر وى افكند ، تا او را بردار كردند ، و عيسى را بر آسمان برد . قول ديگر آنست كه : مردى از آن جهودان نام وى ططيانوس ، در پيش وى رفت به قصد قتل وى . اللَّه تعالى عيسى را از روزن خانه به آسمان برد ، و شبه عيسى بر آن مرد افكند . جهودان در شدند ، و وى را ديدند به صورت عيسى ، و او را بكشتند . مقاتل گفت : جهودان مردى را بر عيسى گماشته بودند ، و وى را رقيب